تبليغاتX
پاسخ به نقدهای برجسته در مورد دکتر مصدق - پاسخ آقای منوچهر یزدی در نشریه حزب پان ایرانیست شماره های 131 تا 134

پاسخ مطالب آقای «منوچهر یزدی» با عنوان « کالبد شکافی روشنفکران نفتی، قسمت دهم» مندرج در نشریه داخلی حزب پان ایرانیست(حاکمیت ملت) شماره 131 و 132

 

آقای منوچهر یزدی در نشریه شماره 131 و 132 حزب پان­ایرانیست انتقادهای خود را از دکتر مصدق ادامه داده است. در این مطلب تلاش می­گردد موارد کلی آنها ایشان پاسخ داده شوند.

1-    وی مجدداً تاکید کرده اقدام مصدق برای اخذ فرماندهی کل قوا، خلاف قانون اساسی بوده است. قبلاً اشاره شد که بدیهی­ترین اصول کشورهای مشروطه آن است که شاه یا ملکه فاقد هر اختیاراتی بوده و تنها تشریفاتی هستند. اصل 45 متمم قانون اساسی مشروطه اعلام می­دارد:  "کلیه قوانین و دستخط های پادشاه در امور مملکتی وقتی اجرا می­شود که بامضای وزیر مسئول رسیده باشد و مسئول صحت مدلول آن فرمان و دستخط همان وزیر است" به این ترتیب مشخص است شاه حتی حق نوشتن یک فرمان ساده در امور کشوری را نداشته و همه مسائل باید به تائید وزیر مربوطه می­رسیدند. لذا شاه نه حق فرماندهی کل قوا و نه عزل نخست وزیر(در هیچ شرایطی) و نه حتی حق یک دستور ساده در امور کشوری را نداشته و کاملاً تشریفاتی بوده است.

2-    بحث بعدی ایشان در مورد نفت و عدم انعطاف مصدق است. اما سندی برایش ارائه نمی­کند. یک بررسی کوتاه تاریخی نشان می­دهد مصدق نهایت انعطاف را در بحث نفت داشت. چنانکه در اولین مرحله هنگام سفر به آمریکا پیشنهاد مشترک با آنها ارائه کرده بود. اما چرچیل تازه به دوران رسیده مانع توافق شده و هدف نابودی دولت ملی ایران را داشت. در آخرین مراحل هم تمام تاکید انگلیس بر غرامت بود که مصدق بارها خواهان مشخص شدن مقدارش شد و انگلیس مشخص نمی­کرد.

3-    در مورد نهم اسفند هم بارها اشاره دارد که مصدق خواهان بیرون رفتن شاه از کشور بوده است. این نیز حقیقت ندارد و تنها برخی نمایندگان مجلس خواهان خروج شاه شده بودند. همچنین نوشته هندرسون اول وقت نهم اسفند خواهان دیدار با مصدق و منصرف کردن شاه از سفر شده بود این نیز اشتباه بوده و تنها آیت­الله بهبهانی به مصدق تلفن زده و در مورد خروج شاه بحث کرده که مصدق گفته بود اگر می­توانید مانع خروج شاه شوید. ضمناً خود آقای یزدی اشاره دارد که سفر شاه در 9 اسفند قرار بود محرمانه بماند. اما خبر در شهر پیچیده و موجب ایجاد مشکل و حمله به دکتر مصدق شده بود. پس باید گفت نهم اسفند یک توطئه برای از بین بردن مصدق بود. بهارمست رئیس ستاد ارتش هم در آن روز در دربار نگه داشته شد و ارتش راکد شده بود. نیروهای نظامی قادر به اقدامی نبودند. در آن روز تنها افشارطوس رئیس شهربانی دلاورانه عمل کرده و مصدق را به ممجلس منتقل کرده بود.

4-    ایشان می­نویسد مصدق خواهان تغییر اصل 50 قانون اساسی در مورد فرماندهی کل قوای شاه شده بود. اما اصلا چنین چیزی نبوده بلکه مصدق هیاتی از مجلس را مامور کرده بود که تفسیر این اصل قانون اساسی را اعلام کنند. در آن موقع تفسیر اصول به عهده نمایندگان مجلس بود. جالب است که این هیات(موسوم به هشت نفره) در گزارشش اعلام کرده بود که شاه حق دخالت در امور را نداشته و از هر مسئولیتی مبرا است. و تمام حقوق اداره کشور و قوای مسلح مربوط به دولت هستند. و این مساله به تائید خود شاه هم رسیده بود. چراکه مشخص است شاه در قانون مشروطه فاقد هر قدرتی است.

5-     ایشان اشاره دارد که مصدق نتوانست نفت بفروشد و 50 درصد تخفیف هم کارساز نبود. حال آنکه از همان اسفند 1331 فروش نفت آغاز شده و تا زمان کوتا مقادیری به کشورهای ایتالیا و ژاپن فروخته شده بود.

6-     در موارد دیگر ایشان به صورت کلی این اشاره دارد که مصدق در سراشیبی سقوط بوده است. حال آنکه حتی اسناد شورای عالی امنیت ملی آمریکا قبل از کودتا هم تاکید دارند که شرایط اقتصادی مصدق تا آخرین روزها هم مناسب بوده است. یا می­گوید که مشاوران مصدق به سان فاطمی و حبیبی خواهان تغییر نظام بودند. اما به جرات باید گفت حداقل تا نهم اسفند شرایط آنگونه نبوده و همگان تلاش بر جلب حمایت دربار داشتند. کشور هم آرامش داشت کمااینکه تا 25 مرداد هرگز شعار تغییر نظام سلطنت سرداده نشده و مردم علیه شاه اقدام نکرده بودند.

***********

پاسخ مطالب آقای «منوچهر یزدی» با عنوان « کالبد شکافی روشنفکران نفتی، قسمت یازدهم» مندرج در نشریه داخلی حزب پان ایرانیست(حاکمیت ملت) شماره 133 و 134

 

در نشریه شماره 1333 و 134 حزب پان ایرانیست هم کماکان آقای منوچهر یزدی اظهارات حیرت­آوری در مورد نهضت ملی شدن نفت و دکتر مصدق دارد.

1-     اولین بحث ایشان تطهیر ضمنی بقائی در ترور افشارطوس و است. حال آنکه اسناد رهبری بقائی در این جنایت بسیار روشن هستند.

2-     موارد دیگر بدون سندی هم از جمله خودبزرگ­بینی مصدق و نیروهای ملی یا عدم پیگیری شبکه جاسوسان انگلیسی در این مطلب هست. و چون هیچ مبنای مشخصی برای آنها ذکر نشده از پرداختن به آنها خودداری می­گردد.

3-    در این مطلب هم کمترین اشاره­ای به موفقیت مصدق در شکستن بن­بست نفتی و صادرات نفت ندارد.

4-    به بحث چاپ اسکناس اشاره دارند که در بحق اقتصاد مصدق بررسی شده است. در کل  این مساله بدون اثرات تورمی بوده و مشکلی نداشته است. ضمن آنکه در دولت­های قبل نیز تلاش­هائی برای این کار انجام شده بود. ایشان می­نویسد که «حسین مکی» خواهان استیضاح دولت برای این مساله بوده که صد در صد اشتباه است. مکی رئیس هیات نظارت بر اندوخته اسکناس بوده و به کمک کاشانی قصد ایجاد بحران اقتصادی و افزایش تورم در جامعه را داشتند. اما بحث استیضاح مربوط به شکنجه متهمان قتل افشارطوس بوده است.

5-    در بحث انحلال مجلس هم اشتباهات زیادی وجود دارد. وی می­گوید مصدق 12 مرداد انحلال مجلس را اعلام کرده که اشتباه است و در 12 مرداد رفراندوم تهران برگزار شده بود. بعد می­نویسد شاه 14 مرداد با آن مخالفت کرده که آن هم دروغ است. در ادامه هم تاکید دارد که 19 مرداد رفراندوم برگزار شده که باید گفت در این روز رفراندوم در بقیه نقاط کشور بجز تهران انجام شده بود. همچنین تاکید مجددی بر اختیارات غیر قانونی شاه در کشور داشته و این بار مدعی است که شاه حق انحلال مجلس داشته که کاملا اشتباه است.

6-     در مورد فرمان عزل مصدق هم باید اشاره کرد که شاه آن را به صورت سفید مهر امضا کرده (از روی اکراه) و طرز نوشتن فرمان و چسبیدن چند سطر آخر همگان را به شک انداخته بود. لذا مصدق به آن مشکوک بوده و صبح 25 مرداد دستور تحقیق در این مورد داده و فرمان را منتشر نکرده بود. ضمن آنکه انتشار آن ممکن بود ناامنی در نقاط دوردست ایجاد کند. در هر حال هم شاه طبق قانون مشروطه(45 متمم) تحت هیچ شرایطی حق عزل نخست­وزیر را نداشته که چنان فرمانی معتبر باشند.

7-    یک بحث دیگر ایشان این است که 28 مرداد قیام مردمی بوده و شاید پول حداکثر در تهران پخش شده اما در شهرستان ها چنین نبوده است. در پاسخ اسناد منتشر شده مربوط به سیا گویا هستند. ضمن نگارنده شخصا پیرمردی را دیده که در 28 مرداد نوجوان بوده و پول به او دادند تا شیشه بشکند؟! اما این بحث زیاد ارزش پرداختن ندارد.

8-    آخرین اشاره ایشان به این است که شاه درس تجربه خوبی از حوادث دولت مصدق آموخته و بعد از بازگشت عوض شده و طرحی نو در انداخت. این هم درست است و نتیجه آن در انقلاب بهمن 57 قابل مشاهده است!

 

ظاهرا این بخش آخرین بخش مطالب ایشان در مورد دکتر مصدق است و به کودتای 28 مرداد منتهی می­گردد. اما اگر مطلب جدیدی هم در نشریه حزب پان ایرانیست منتشر گردد باز هم پاسخ خواهیم داد.

 

به کوشش: حمید رضا مسیبیان  hamosaieb@yahoo.com

***********

 

+ نوشته شده    به دست حمید رضا مسیبیان  |