تبليغاتX
نقد دکتر مصدق در پاسخ به مطالب برجسته

نقد دکتر مصدق در پاسخ به مطالب برجسته

پاسخ به مطالب جديد و برجسته مخالفان در نقد دکتر مصدق

درود به کلیه دوستان و عزیزانی که به این وبلاگ سر زده یا برای اینجانب پیام داده اند.

تا کنون در این وبلاگ پاسخ مطالب افراد زیر در مورد دکتر مصدق داده شده است:

1-    محمد قوچانی   2-    موسی غنی نژاد     3-    محمد علی موحد    4-    حمید شوکت

5-    علی میرفطروس 6- کتاب انقلاب اسلامی دانشگاه­ها

التبه قرار نیست پاسخ هر منتقد دکتر مصدق هم در این وبلاگ داده شود و پاسخ هر نوع نقد از دکتر مصدق به طور کلی در وبلاگ شماره یک نقد دکتر مصدق به آدرس

http://naghddrmosadegh.blogfa.com/

قرار دارد و تنها در موارد خاص پاسخ افراد داده خواهد شد اما هر نوع پرسش و نقد و ... بدون نیاز به ذکر نام و ... در آن وبلاگ بررسی و پاسخ داده خواهد شد.

همین اقدام ما هم نشان از این دارد که هرگز هدف بت ساختن از دکتر مصدق وجود نداشته و ما خود بنا به درسی که از مکتب دکتر مصدق آموخته­ایم مدافع آزادی بیان و نقد بیرحمانه دکتر مصدق یا هر فرد دیگر خواهیم بود اما نقد آموزنده با جعل تاریخ بسیار متفاوت است.

اگر خوانندگان محترم هم انتقادات فرد خاصی را در نظر دارند می­توانند در اینجا مطرح فرمایند تا بررسی شود اما بهتر است مطالب به صورت پرسش در وبلاگ شماره یک نقد دکتر مصدق طرح گردند. ضمنا کسانی هم که به هر دلیل به خود اجازه نقد دکتر مصدق را می­دهند بهتر است به این توجه داشته باشند که اگر مطلب آنها مورد توجه قرار گیرد به هر حال دیر یا زود در این وبلاگ پاسخ داده خواهد شد و اگر خدای ناکرده قصد و نیتی پشت پرده باشد موجب سرافکندگی آنها خواهد شد و بهتر است نقد خود را ابتدا بدون نام در وبلاگ شماره یک نقد دکتر مصدق مطرح نموده و اگر جواب نگرفتند منتشر نمایند.

ارادتمند

حمید رضا مسیبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 12:19  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

پاسخ انتقادات کتاب «انقلاب اسلامی ایران» در مورد دکتر مصدق

در ادامۀ پاسخ به نقدهای برجسته در مورد دکتر مصدق تلاش می­گردد تا به کتاب انقلاب اسلامی دانشگاه هم به دلیل گستردگی توزیع آن پاسخ داده شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 12:16  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

«پاسخ نکات برجستۀ دروغ­های میرفطروس در مورد زنده یاد دکتر مصدق»

 

ای پهلوی­چی عرصۀ مصدق بزرگ نه جولانگه توست

عرض خود می­بری و زحمت ما می­داری

*****************************************

با درود به همه دوستان

عرض شود به دلیل اینکه کار تایپ و پاسخ جزء به جزء کتاب میرفطروس تا حدی زمان بر بوده و همچنین تایپ و تنظیم آن و حتی خواندن آن به نوعی هدر دادن نیرو و فقط خواندن دروغ ها است لذا با مشورت دوستان یک پاسخ کلی به مطالب مهم و اصلی کتاب آسیب شناسی یک شکست میرفطروس داده شده و به طور خلاصه در ادامه آورده شده و پاسخ بخش به بخش هم در وبلاگ پاسخ میرفطروس هست لذا خوانندگان محترمی که مایل به دیدن پاسخ کلی میرفطروس هستند تنها با خواندن همین مطلب شخصیت و ارزش مطالب او  و میزان صداقت جماعت پهلوی چی مدعی آزادی برای فردای ایران را مشاهده کنند.

ضمنا نگارنده در اینجا لازم میداند که از خوانندگان محترم بابت تاخیرها پوزش بخواهد چراکه مشکلات سال نو و آغاز فصل کار و... هم دست به دست هم داده و مشکل زمانی و... ایجاد کرده اند لذا پیشاپیش بایت هر نوع کاستی مطلب عذرخواهی خود را اعلام می دارم. امید که با نظرات خوانندگان محترم در نوشتارهای بعدی این کاستی ها رفع شوند.

در پناه یزدان

پاینده ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:55  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

« پاسخ جزء به جزء کتاب آسیب شناسی یک شکست نوشتۀ علی میرفطروس »

 آخرین بخش هم 

هم منتشر شده

(شرح مفصل هم در http://pasokhmirfetrus.blogfa.com/ )

(زیر نظر جناب آقای دکتر سعید آل آقا عضو محترم شورای مرکزی حزب ملت ایران و برخی دیگر از سروران حزب )

در مورد پاسخ به کتاب آسیب شناسی یک شکست میرفطروس نگارنده ابتدا تصمیم داشت تا مشابه شوکت و قوچانی و موحد و... یک پاسخ کلی ارائه دهد اما بعد به چندی دلیل منصرف شده و تصمیم گرفت تا نکته به نکته مطالب را مورد بحث قرار دهد که اوج دروغ­نگاری این جماعت مشخص شود و لذا گرچه در آخر کار به رئوس کلی مطلب پاسخ داده خواهد شد اما در همین بحث هم به مرور خط به خط هرجا که نام دکتر مصدق مطرح شده پاسخ داده خواهد شد تا خوانندگان علاقه­مند اولاً اصل مطلب میرفطروس را هم دیده و در ثانی برایشان روشن شود که این جماعت در بحث صداقت چگونه عمل خواهند کرد و ضمناً با توجه به اینکه کلیات انتقادها در وبلاگ شمارۀ یک نقد دکتر مصدق هم پاسخ داده شده­اند در این زمینه ضرورت خاصی وجود نخواهد داشت و با توجه به اینکه بخش عمدۀ پاسخ به میرفطروس فقط تشریح دروغ­های او است و به صراحت تاکید می­گردد که این دروغ­نگاری ابداً ارزش پاسخ ندارد و لذا به آرامی و در طی زمان و هر چند وقت یک بخش کتاب پاسخ داده خواهد شد اما در عین حال نه تنها خط به خط مطالبی که او نامی از دکتر مصدق آورده بررسی خواهد شد بلکه مصاحبه­های بعدی او هم پاسخ داده خواهد شد و در عین حال به دلیل بی ارزش بودن نشان دادن دروغ­های این فرد این کار در اولویت آخر قرار داشته و به مرور بدان پرداخته خواهد شد و بیشتر تلاش بر این است که مطالب کلی و مهم و بدون اشاره به فرد خاص در وبلاگ نقد دکتر مصدق بررسی و پاسخ داده شوند.

خوانندگان محترم پس از مطالعۀ پاسخ هر بخش به روشنی می­توانند قضاوت کنند که آیا نظر نگارنده صحیح است که پاسخ میرفطروس نه پاسخ دادن به او بلکه در بیش از 90 درصد مطلب فقط نشان دادن دروغ­نگاری او است یا خیر؟؟

فقط توجه شود در این بخش تنها پاسخ کلی ارائه شده و در وبلاگ جداگانه اختصاصی به آدرس

http://pasokhmirfetrus.blogfa.com/

شرح تفصیلی و خط به خط ارائه شده و هرجا که او نام دکتر مصدق را آورده بررسی خواهد شد.

توضیح مهم : پاسخ تفصیلی تا بخش آخر هم اکنون در وبلاگ مخصوص این کار وجود دارد ولی راستش دیگر حوصله خلاصه نویسی آن و آوردن اینجا را ندارم چون هرچه فکر میکنم بی ارزش تر از این کار است اما شاید بعد باز هم خلاصه نویسی کردم. در هر حال اگر کسی با جزئیات کار دارد که به وبلاگ مخصوص این کار رجوع کند و اگر هم کلیات مد نظر است که پاسخ کلی ارائه شده گرچه واقعا ارزش این همه وقت را ندارد. در کل مشت نمونه خروار است و دروغ نگاری میرفطروس هم واقعا کم نظیر است!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:31  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

در این بخش بدون پاسخ به نقدها تنها خلاصه جریان نفت و روش دکتر مصدق شرح داده شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:29  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

 

داستان نفت ایران از آغاز تا ملی شدن و روش دکتر مصدق و پاسخ به کتاب خواب آشفته نفت(۳)

در این مطلب روند کلی نفت ایران از آغاز تا ملی شدن بررسی شده و خیانتهای پهلوی ها در این مورد بررسی خواهند شد و همچنین میزان بسیار بالای انعطاف دکتر مصدق بررسی شده و به نقدهای کتاب خواب آشفته نفت مهندس موحد پاسخ داده خواهد شد به خصوص در این قسمت پایانی نقدی هم بر کتاب خواب آشفته نفت ارائه شده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:28  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

داستان نفت ایران از آغاز تا ملی شدن و روش دکتر مصدق و پاسخ به کتاب خواب آشفته نفت(۲)

در این مطلب روند کلی نفت ایران از آغاز تا ملی شدن بررسی شده و خیانتهای پهلوی ها در این مورد بررسی خواهند شد و همچنین میزان بسیار بالای انعطاف دکتر مصدق بررسی شده و به نقدهای کتاب خواب آشفته نفت مهندس موحد پاسخ داده خواهد شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:28  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

داستان نفت ایران از آغاز تا ملی شدن و روش دکتر مصدق و پاسخ به کتاب خواب آشفته نفت(۱)

در این مطلب روند کلی نفت ایران از آغاز تا ملی شدن بررسی شده و خیانتهای پهلوی ها در این مورد بررسی خواهند شد و همچنین میزان بسیار بالای انعطاف دکتر مصدق بررسی شده و به نقدهای کتاب خواب آشفته نفت مهندس موحد پاسخ داده خواهد شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:6  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

پاسخی به نقدهائی در مورد بحث قیام ملی 30 تیر و شرایط ایران از قوام­السلطنه تا دکتر مصدق و بحث آذربایجان و پاسخی به نکات مهم کتاب «حمید شوکت» با نام « در تیر رس حادثه»

 

( خلاصه مطلب در ۱۱ نکته که به صورت تفصیلی شرح داده شده)

یکی دیگر از حربه­های جدید مخالفان برای تخطئۀ دکتر مصدق که جدیداً بازار گرمی پیدا کرده بحث قوام السلطنه و قیام 30 تیر است و برجسته ترین این مطالب هم در حال حاضر کتابی به نام « در تیر رس حادثه» تالیف فردی به نام « حمید شوکت» است اما 

1-    در بحث نجات آذربایجان باید گفت که اقدامات بین­المللی در سازمان ملل متحد و قاطعیت آمریکا عامل اصلی پیروزی ایران بود نه اقدام قوام یا شاه یا دکتر مصدق یا هر کس دیگر اما از قبل از دولت قوام هم راه درست را دکتر مصدق ارائه کرده و تاکید قاطعی بر شکایت به سازمان ملل داشت که در نهایت هم همین مساله موجب خروج شوروی شد.

2-    در رفع مشکل آذربایجان باید به مسائل مطالبات منطقی قومی اینان توجه کرد که این کار در زمان قوام انجام نشد و سهل است با خشونت غلط ( به دستور شاه و رزم­آرا) برخی ابعاد منفی هم ایجاد شد و به این لحاظ کارنامۀ قوام در این زمینه خالی از اشکال هم نیست گرچه نمی­توان وطن دوستی او را نادیده گرفت و جالب است که در زمان دولت دکتر مصدق با برقراری آزادی اصلا مشکلی از این موارد و تنش قومی نبوده و همین مناطق تبریز و آذربایجان در رفراندوم دکتر مصدق بالاترین رای­ها را به دولت داده بودند.

3-    بحث ظاهری اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی که حدود 10 روز پس از اعلام خروج ارتش شوروی از ایران در مقاوله نامه قوام-سادچیکف طرح شده بود نوعی ظاهرسازی برای دلیل خروج بوده و هرگز نقش موثری در این میان نداشت اما در هر حال در بحث امتیاز جدید نفت شمال اقدام ارزندۀ دکتر مصدق و طرح او مانع از بروز هر مشکلی برای ایران شده بود.

4-    یا همین جماعت با داستان سرائی به این تاکید دارند که قوام چون به دلیل خط خوش نویسنده فرمان مشروطه بوده یا زمانی که انگلیس از مشروطه حمایت کرده او هم حامی مشروطه بوده و ... پس اگر بر سر کار می­ماند مشروطه و آزادی را برقرار می­کرد که این سخن اوج غرض ورزی یا بی­اطلاعی را می­رساند چراکه پس از برافتادن رضاخان انتخابات در ایران مقداری آزاد شده و انتخابات دوره چهاردهم حداقل در تهران آزاد برگزار شد اما قوام به رسیدن به نخست وزیری شروع به تقلبات گسترده کرده و انتخابات دوره پانزدهم را چنان با تقلب انجام داد که حتی نمایندگان اول تهران هم به مجلس راه نیافتند و از این گذشته در 30 تیر هم با اتکا به نیروی نظامی در صدد انحلال مجلس و حتی بازداشت نمایندگان دارای مصونیت سیاسی بود که همین به خوبی شخصیت زشت ضد مشروطه او را بر خلاف خط زیبایش نشان می­دهد و معلوم نیست که کسی را که مظهر تقلب در انتخابات است چگونه مدافع آزادی می­خوانند؟ جالب است مخالفان برای حمله به دکتر مصدق از چنین سیاستمدار مرتجع و کهنه­کاری نام می­برند؟!

5-    در بحث روی کار آمدن قوام هم اسناد به خوبی نشان می­دهند که قوام از دو ماه بعد از زمامداری دکتر مصدق شروع به تماس با انگلیس کرده بود تا حمایت آنها را برای نخست وزیری جلب کند و حتی درخواست پول برای تحریک عشایر جنوب و ایجاد بلوا را هم داشته و به این لحاظ نمایندگان وابسته بعد از استعفای دکتر مصدق او را برای نخست وزیری پیشنهاد کرده بودند که اسناد به خوبی گویا هستند.

6-    در بحث نفت هم باید گفت که قوام در مدت کوتاه دولت خود بعد از خروج شوروی از ایران در مورد نفت تنها در چارچوب قرارداد ننگین 1933 اقدام کرده بود و دو دولت بعدی هم به همین ترتیب عمل کرده بودند و بعد هم در تمام مذاکرات و مبارزات بعدی نفت از جمله لایحه «گس-گلشائیان» و ... هم اقدامی نکرده و برای حقوق ایران مبارزه نکرده بود که به این ترتیب به روشنی مشخص است که حاضر نبوده خود را با انگلیس درگیر کند و برای منافع نفتی ایران تلاش کند بلکه برعکس خواهان جلب حمایت آنها برای رسیدن به قدرت بوده تا جائیکه می­خواست به کمک انگلیس قاجار را هم به ایران بازگرداند.

7-    در بحث دوران ملی شدن نفت هم به طور جداگانه بررسی شد که مقاومت دکتر مصدق برای استقلال ایران بود که این اصل قابل عقب نشینی نیست اما در بحث عواید اقتصادی نفت او خیلی انعطاف داشت تا جائیکه در آخرین پیشنهاد که مشکل بر سر غرامت بود او تنها خواهان مشخص شدن مقدار بود که انگلیس به دلیل امید بالا به پیروزی مصالحه نکرد و به این لحاظ اگر منظور از جایگزینی قوام با دکتر مصدق حل مساله نفت با احیای استقلال ایران بوده که باید گفت چنین چیزی ممکن نبوده و اگر هم منظور شرایطی مشابه دوران شاه و لگد کوب شدن استقلال ایران بود که چنین کاری هرگز از مصدق بر نمی­آمد و روی کار آمدن قوام هم جز ضرر چیزی برای ایران نداشت.

8-    در بحث حزب توده و قیام ملی 30 تیر هم باید گفت که اولاً به فرض مبارزۀ اینان با قوام در 30 تیر گناه این مورد متوجه دکتر مصدق و ملیون نبوده و او از آنان کمک نخواسته بود و در ثانی شواهد به طور کامل نشان می­دهند که تنها زمانی که بدنۀ  حزب توده به ابتکار خود وارد عمل شده بود اینان به ناچار بیانیه­ای برای اتحاد داده بودند که با توجه به دشمنی شدید اینان با دکتر مصدق تا قبل از 30 تیر مساله بی­نیاز از بحث بوده و یک شبه سیاست حزب تغییر نخواهد کرد.

9-    طنزهای جالبی که در کارنامۀ قوام­السلطنه وجود دارد این است که مثلاً او تلاش برای بازگردادندن قاجار را هم داشته و در ثانی این مظهر سکولاریم برای آقایان اولاً انتخاب شش وزیر را به کاشانی پیشنهاد نموده بود و در ثانی در دولت او قاتلان کسروی از زندان آزاد شده­ بودند که به خوبی میزان صداقت یا بی­اطلاعی طرفداران سکولارش را نشان می­دهد!

10-  انصاف را باید در نظر گرفت و پذیرفت که قوام با تمام این ضعف­ها به هر حال خدماتی هم داشته و حداقل کارنامۀ او از پهلوی­ها خیلی بهتر است.

11-  و خاتمۀ کلام اینکه علم کردن قوام یا هر سیاستمدار غیر دموکرات دیگر در برابر دکتر مصدق که سمبل آزادی است، هرگز نتیجه­ای نخواهد داشت چراکه برای فردای ایران چیزی جز یک نظام جمهوری و مبتنی بر دموکراسی متصور نخواهد بود و این تلاش­های ورشکستگان سیاسی برای تخریب وجهۀ دکتر مصدق در راستای تبلیغ نظام پادشاهی ارثی و یا دیکتاتوری دینی، ره به جائی نخواهد برد و اگر هم دکتر مصدق لجوج ترین و بدترین سیاستمدار تاریخ معاصر ایران و قوام بزرگترین آنها باشد، باز تاثیری در بحث دموکراسی و نفی نظام ارثی نخواهد داشت. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 23:2  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

دو پاسخ به مطالب موسی غنی­نژاد در مورد « ملی کردن صنعت نفت، بزرگترین توهم تاریخ معاصر ما»و«انسانگرایی مهمتر از ملی‌گرایی »

در بازار مصدق ستیزی که امروزه توسط دو جماعت طرفداران دیکتاتوری دینی و متوهمان بازگشت نظام ارثی روز به روز گرم تر می­شود، آقای موسی غنی نژاد هم در صدد افتاده تا از این نمد کلاهی برای خود بدوزد و به این منظور در مصاحبه­ای با عنوان « ملی کردن صنعت نفت، بزرگترین توهم تاریخ معاصر ما » و « انسانگرایی مهمتر از ملی‌گرایی» مقداری گوهر فشانی کرده که در اینجا باید بدانها پاسخ داده شود و جالب است که هنوز هم بعد از گذشت بیش از 50 سال از کودتای 28 مرداد دو جناح مذهبی و سلطنت طلب در ضدیت با دکتر مصدق به عنوان نماد آزادی ایران چنان متحد عمل می­کنند که تشخیص آنها از هم مشکل است و دقیقاً شرایط کودتای محمدعلی شاه به کمک شیخ فضل­الله نوری علیه مشروطه و یا کودتای 28 مرداد 1332 و اتحاد این دو علیه آزادی را به ذهن متبادر می­سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 7:59  توسط حمید رضا مسیبیان  | 

پاسخی به مقالۀ« محمدمصدق؛ ناسیونالیستی كه لیبرال نبود»

در شهروند امروز شماره 65- سال سوم- 7 مهر 1387

 

اینجانب نخستین بار آقای محمد قوچانی را از طریق کتابی به نام « پدر خوانده و چپ­های جوان» شناختم که بررسی هائی از کارگزاران سازندگی و نقدهائی به هاشمی رفسنجانی داشت و آن هم در مقطعی که وی به نوعی رقیب مهم جماعت دوم خردادی محسوب می­شد و ممکن بود جناح راست با حمایت او قدرت دیگری به دست بیاورد و ... و به هر روی هاشمی رفسنجانی در آن دوران تازه از قدرت کنار زده شده بود و دوم خردادی ها در راس قدرت بوده و نیازی به او نداشتند که سهل است در صدد تخریب او بودند و طبق قانون سیاست خودشان از هیچ کاری هم ابائی نداشتند چراکه مزد خوبی داشت و آقای قوچانی نیز از این جماعت مستثنی نبود. اما بازی سیاست و دروغ­های مکرر دوم خردادی ها و پایان دوران ریاست جمهوری خاتمی خیلی زود باز رفسنجانی را به عنوان یک سیاستمدار قدرتمند و دارای سرمایه مادی هنگفت مطرح کرد و طبیعتا لازم بود تا فرصت طلبان این بار روزنۀ امید خود را نزد او جستجو کنند به این لحاظ مشهور بود همین آقای قوچانی این بار به نزد پدر خوانده رفته و با بوسیدن دست آقا در زمرۀ مریدان وی درآمد و البته بلافاصله مزد لازم را هم گرفته و با امکانات مالی مناسب روزنامه شرق و بعد از توقیف آن هفته نامۀ رنگی شهروند امروز در اختیارش قرار گرفت) که به خوبی شخصیت او را نشان خواهد داد( و جالب آنکه هر دو نیز به راحتی در اینترنت قابل دسترسی بوده و هستند که بی نیازی خاص مالی وی را نشان می­دهد). باری بحث این جماعت فرصت طلب را به جای خود باید در بررسی اصلاح طلبان دروغین بررسی کرد اما غرض از نگارش این مقدمه این بود تا نگاهی به برخی خوش خدمتی­های جدید وی داشته باشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 7:50  توسط حمید رضا مسیبیان  |